خرید بک لینک

فکر کنم دیگه وقتشه با این قضیه کنار بیام و در موردش همه چی رو بگم. دوست داشتم با یه حال بهتر یه خبر بهتر بدم ولی نشد.دوباره از دستش دادم.

چند وقت پیش ن. یه لینکی داد که نوشته بود زیمنس آلمان دنبال ایرانی هایی میگرده که 18-22 ساله هستن و اونا رو برای یه دوره ی سه و نیم ساله بورس کامل میکنه. ن. گفت که از دستش ندم. اولش اهمیت ندادم. ولی بعدش گفتم بذار تیری در تاریکی بزنم و با هر مصیبتی که شده سی وی درست کردم و فرستادم. ن. با هزارتا منت کمک کرد.تا اون حدی که شک کردم برا چی اون لینک رو بهم فرستاده. سی وی ِ اون قوی تر از مال من بود. فیلدش بیشتر به مکاترونیک ربط داشت. همون موقع نتیجه گرفتم که من انتخاب نمیشم و حتما خیلیای دیگه بهتر از من هستن.

به هر حال، بعد چند روز یه ایمیل اومد که یه پسورد داده بودن که بتونم توو تست آنلاین شرکت کنم. به ن. نفرستاده بودنش. گفت که اصلا نمیفهمه که چرا به من فرستادن و به اون نه.اون حتی کاور لتر قوی هم داشته! میدونستم از تست قبول میشم. یکیش زبان بود که سه بخش داشت. پنج تا تست دیگه هم داشت. یکیش که شبیه جدول سودوکو بود، گند زدم.ولی میدونستم قبول میشم.. همزمان با اومدنای جواب ارشد بود. مامان گفت امیدوارم انتخابت نکنن. شاید همین شکی که انداخت توو دلم باعث شد کارم راه نیفته.

چند روز قبل تست، یه میس کال داشتم 0971. مال ایران نیست. سرچ کردم مال دوبی بود. یکم دیگه سرچ کردم ببینم میفهمم مال کجاست، رسیدم به اینکه مردم از همه جای دنیا همچین تماس هایی داشتن و حتی وقتی جواب میدن، کسی حرف نمیزنه.واس همین بیخیالش شدم. بعد اینکه تست رو دادم و یه ایمیل دیگه گرفتم، طرف زیرش شماره موبایلش رو داده بود. همون شماره بود. وااااااااای. دیگه زنگ نزد. حتی با وجود اینکه توو ایمیل گفته بود نتیجه هر چی باشه، خبر میدیم، دیگه ایمیل نزدن.باید ده روز پیش ایمیل میزدن.

هی ایمیل هایی که قبلا زدن رو چندبار خوندم. اولین ایمیلشون رو خوندم دوباره:

If you are shortlisted and selected for an interview, you can expect a phone call from our Human Resources staff shortly

لعنتی. انتظار داشتم وقت مصاحبه از قبل تعیین بشه.نه که طرف از موبایلش یهو زنگ بزنه و من نفهمم و دیگه زنگ نزنه و من همه چی رو از دست بدم.که چی، مثلا اونجا نشستن و گفتن این یکی سی وی ش قوی بود ولی جواب نداد پس کنار بزاریمش؟حتی زحمت نکشیم که بهش بگیم. (وات؟؟ آر یو کدینگ می؟؟) اوه یه چیز دیگه، جواب ایمیلش رو هم ندیم.

فقط یه چیزی هست که باعث میشه دیگه باهاش کنار بیام. اونم اینکه قرار نبود مدرک ارشد بدن و در مقابل اینکه همه هزینه ها رو قرار بود بدن، باید واسشون کار میکردم یه مدت. خب.. قطعا من توو برنامه م زیمنس نبود، بی ام دبلیو هست. ولی این مدلی کنار گذاشته شدنم درست نبود. سر همین قضیه جوگیر شدم و خودمو توو آلمان تصور کردم و گوشیم افتاد زمین و تاچش به فتا رفت. یه ماهه گوشی ندارم و فکر نمیکنم حالا حالا ها هم بتونم بخرم.

+ 22:40 |

برچسب: نویسنده: الینا کریمی تاريخ: يکشنبه 18 تير 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی